نامه ایی به جوونی های خودم : قسمت دوم
نامه-ایی-به-جوونی-های-خودم-:-قسمت-دوم

قسمت اول : کلیک کنید

اما نگاهت به یک نقاشی بخصوص میافته که مثل نوری درخشان در ذهنت عبور میکنه. اسم این نقاشی " قدم زدن " است. مثل نقاشی یک کودک است ، ساده و جذاب. یک زن و مرد در پارکی نشستن و درحال گردش هستن در اوج سادگی ، جادویی نیز هست ؛ زن مانند یک فرشته در حال پرواز کردن هست و مرد در حالی که دست زن را گرفته و لبخند میزند ، روی زمین ایستاده است. این دقیقا رویای یک کودک است.

این تصویر چیزی را از دنیای دیگر با خود آورده است ؛ حس پاک یک کودک را به تو القا میکند. نشان میدهد که شاد بودن در سادگی است.

  • حس مشت 40 متری انکونو را یادآوری میکند.
  • حس وقتی که مادربزرگت تو رو از آشپرخانه صدا میزند را میدهد.
  •  حس اینکه پشت تلویزیون نشستی و دعا میکنی.
  •  این حس واست خیلی مهمه و باید فردا هم به موزه برگردی.

زنی که مسئول اهدا بلیط با حالتی بهت نگاه میکنه و میگه " تو دیروز اینجا نبودی ؟ " مهم نیست. دوباره به موزه برو. این نقاشی ، بهترین درمان برای توست. اگه ذهنت را آزاد کنی ، این حس سنگینی که درونت داری مثل این زن در نقاشی شاگال به پرواز دراومده و از تو جدا خواهد شد. طنز جالبی تو این لحظه بوجود اومده ؛ بعضی اوقات حس میکنم سرنوشت و زندگی ما از قبل نشوته شده است. خیلی از چیزهای زیبا و غیر قابل توصیفی که برات رخ میده بهم مرتبطه و این هم یکی از اونهاست.

چراکه وقت جوونتر هستی و برای پارما بازی میکنی ، کاری خارج از عرف انجام میدی که میده تو رو به همه میشناسونه. قبل تز بتزی بزرگ ، حرکتی بزرگ انجام میدی تا به هم تیمی هات و هوادارات نشون ببدی که یک رهبر ، شجاع و شخصیتی مهم هست. بنابراین ، متنی رو روی پیراهنت مینوسی که یه روز روی میز مدرست دید. " مرگ بر ترسوها " فکر میکنی که این یه شعار تهیجی و محرک خواهد بود ؛ اصلا به فکرت هم نمیرسه که این شعار افشیستهای افراطی باشه !

این یکی از اون اشتباهاتی که مشکلات زیادی را برای خانوادت درست میکنه. اما این اشتباهات مهم هستند ، چراکه بهت ثابت میکنن که توهم انسانی.

بارها و بارها بهت ثابت میکنن که تو هیچ چیزی درمورد زندگی نمیدونی دوست من ؛ این خوبه ، فوتبال کار بزرگی واست انجام میده و قانعت میکنه که آدم مهمی هستی. اما باید یادت باشه که با متصدی بار یا یه مهندس الکتریک که قراره کل زندگیت را باهاشون دوست باشی ، هیچ فرقی نداری. این چیزیه که تورو از افسردگیت جدا میکنه. فکر نکن که آدم خاصی هستی ، بدون که مثل همه ، شخصی عادی هستی. الان 17 سالته و نمیتونی این موضوع را درک کنی. اما بهت قول میدم ، جرئت و شجاعت واقعی اینه که ضعفت ها را نشون بدی و ترسی نداشته باشی.

تو مثل همه ، لایق هدیه ایی هستی که زندگی بهت داده ، این رو یادت باشه.

این موضوعات همگی باهم مرتبطن ، اینقدر جوان و ساده لوحی که نمیتونی این موضوعات را درک کنی. تنها حسرت من اینه که تو چرا زودتر از این ذهنت را باز نکردی. در 41 سالگیت ، بازهم اون جرقه درونیت روشنه و وجود داره ، متاسفم که اینو میگم ، تو این سن هنوز هم از همه نتونستی راضی بشی. حتی با فتح جام جهانی ، نتونستی این حس را ارضا کنی. وقتی فصلی برسه که دیگه فرصت بازی تو هیچ گلی را نداشته باشی ، اونوقته که دیگه هیچ وقت خوشحال نخواهی بود. شاید به همین خاطره که همیشه دوست داری این راه را ادامه بدی.

اولین زمستونی که به اودین رفتی و در کوهستان عموت را دیدی یادته ؟ یا شاید اینم از اون دست خاطراتی باشه که یه پیرمرد بتونه به یاد بیاره ؟ 4 سالت بود و کل شب بارون میبارید. پیش از این هیچ وقت برف را ندیده بودی. بیدار شدی و از پنجره به بیرون نگاه میکردی و یه جادو رو میدیدی ؛ کل کشور یک دست سفید پوش شده بود.

با زیرشلواری به سمت خیابون دویدی و هیچ درکی از برف نداشتی. هیچ ترس و استرسی وجود نداشت. به سمت برفا نگاه کردی و بعدش چیشد ؟ به فکر فرو رفتی ؟ شگفت زده شدی ؟ دویدی تو خونه که کاپشنت رو بگیر ؟

نه ؛ بدون هیچ تردیدی پریدی تو برفا مادر بزرگت داد میزد " جان لوئیجی !!!!!!!!!!!!!! نه !! نه !! نه !! " تو میخندیدی و کلا خیس شده بودی.

یک هفته کامل سرما خورده بودی.

اما هیچ اهمیتی به بیماریت نمیدادی.

بدون شک و تردید. پریدی تو برفا.

این همون کسیه که من میشناسم.

تو بوفونی.

به دنیا نشون میدی که وجود داری.

تولد-35-سالگی-رونالدو-و-لیگ-قهرمانان
تولد ۳۵ سالگی رونالدو و لیگ قهرمانان
رونالدو در سن ۳۵ سالگی آماده...
رونالدو-در-دهه-دوم-۲۰۰۰
رونالدو در دهه دوم ۲۰۰۰
آمار گلزنی آن ها افت کرده که مشخصا...
مثلث-هجومی-HDC
مثلث هجومی HDC
برای ساری تصمیم سختی در راه است...
نگاهی-به-عملکرد-کاستا-زیر-نظر-ساری
نگاهی به عملکرد کاستا زیر نظر ساری
او اگر در طول ۷ ماه باقی مانده...